خرید بک لینک
آشنایی نه غریب است که دلسوزمن است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت شرح بیت دمی از تعلقات و رنگ آمیزی های مدرن حیات رها شدم و مفتون و متحیر درکنجی افتادم و دل را به امان خدا سپردم و من در خود بودم و او درحال سوختن ، ناگهان ندای آشنایی به گوشم طنین افکن شد و گفت هان ای عاشق بیدل من کجایی غر

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 8:49

خرقه زهدمراآب خرابات ببرد خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت شرح بیت می ناب را نوشیدم و جوش و خروشی دردرون افتاد ومست و بیهوش شدم و زهد و تقوی از وجودم زدوده شد و بصیرت عمیقی پیداکردم وعالم درون را با قوه و نیروی می حس نمودم و زیبائی های عالم ماده با نوشیدن می حقیقت به عالم معنی وواقعیت های حیات مع

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 8:49

تنم از واسطه ی دوری دلبربگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت شرح بیت گداختگی تن بخاطر فراق و جدایی از دلبراست و علاقه و تعلق ضمیر بخاطر دیدن رخ جانان آتشی برجانم انداخته است . دردل عشاق شور و شوق خاصی وجود دارد و به دنبال نیازمی طلبند دراین طلبیدنها و خواستن ها رازهایی نهفته است قانون عشق

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 5:40

سوزدل بین که زبس آتش اشکم دل شمع دوش برمن زسرمهر چو پروانه بسوخت شرح بیت آتش اشک از سوختن بی نهایت دل ایجاد می شود و بخاطرمهرو محبت های که داشتم همانند پروانه سوختم ، گاهی اوقات حالت خاصی درعاشق بوجود می آید و ازخود بیخود می گردد وقطرات اشک بطورناگهانی بی اختیارازچشمانش سرازیرمی شود درزیراین ف

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 5:40

سینه از آتش دل در غم جانانــه بسوخت آتشی بود درین خانه کــه کاشانه بسوخت شرح بیت غم جانگداز جانان آنچنان شور و آتشی در دل انداخت و سینه را سوزاند درخانه دل آتشی شعله وربود که کاشانه را سوزاند . دل می تپد آسایش و راحتی ندارد دراوج اعلا پرواز می کند و درپی این است که به خواسته ها و تمایلات خود

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 14:46

مگر گشایش حافظ در این خرابــــی بود که بخشش از لش درمــــی مغان انداخت شرح بیت مگرحیات و زندگی حافظ در این دنیای فانی و زود گذرکه از ازل هدیه شراب حقیقت توسط پیرمغان به او ارزانی داده شد ، ما مست یم و دیوانه ، از حالی به حالی دیگریم ، عاقبت احوال را جویائیم از منزلی به منزلی دیگر غوطه وریم ،

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 16:41

جهان به کام من اکنون شود که دور زمان مرا به بندگــــی خواجه ی جهان انداخت شرح بیت روزگار بروفق مرادمن است که گردش زمانه مرا بنده خالق جهان کرده است ، جهان هستی با بود و نبود خود رازهای زیادی در بطن خود دارد که جوینده را به سمت خود هدایت می کند ، اگر اهل دل باشی با دیدن نشانه های موجود پی به راز

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 16:41

مـن از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش هــــوای مغبچگانم در این و آن انداخت شرح بیت من از تقوی و پرهیزگاری و رندی تا به حال چیزی ندیده ام آب و هوای رندان جهان مرا به مکان ودیاری دیگر انداخته است و روز به روز تغییر مسیر می دهم ، کاری به ظاهر اشیاو پدیده ها ندارم و تقوی ظاهری بدرد من نمی خورد مرا کار

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 16:22

کنون به آب مــــی لعل خرقه می شویم نصیبه ی ازل از خـــود نمی توان انداخت شرح بیت اکنون با شراب حقیقت خرقه می شویم و آنچه که از ازل نصب شده است کندن و دورانداختن آن امکان پذیرنیست نشان سعادت و خوشبختی آدمی در درک مفاهیم هستی است اگر خودرا به آن نزدیک کنیم به خیلی چیز ها خواهیم رسید اگر اندکی

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 16:22

تلخ و شیرین زین نظـــــــر ناید پدید از دریچـــــــــــــــــه عاقبت دانند دید چشم آخـــــــربین تواند دید راست چشم آخربین غرورست و خطاست ای بسا شیرین که چون شکـربود لیک زهـــــــــــراندرشکرمضمــــــربود آنک زیرکتــــــــــــرببو بشناسدش آن دگــــــــــرچون برلب و دندان زدش پس

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

تا درره پیری بچه آئین روی ایدل باری بغلط صرف شد ایام شبابت شرح بیت درهنگام پیری ای دل چه آئین و روشی انتخاب می نمائی ، در حالی که ایام جوانی را در مسیر های غلط سپری نموده ای ، از نعمت های که خداوند متعال در اختیار انسان قرارداده است نعمت وجود است ، اگر این نعمت از انسان سلب شود ، دیگرمو

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی یا رب مکناد آفت ایام خرابت شرح بیت ای عارف ربانی و ای ماوای و پناهگاهی که شاد کننده دلهائی هستی که با تو خو گرفته اند، مواظب باش که بلاها و مصائب روزگار فرح و شادابی ات را از بین نبرد ، و یا طوفانها و سیل ها و زلزله ها خرابت نسازد ، انسان اگر تمنیات و خواهش ها

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

خمی که ابروی شوخ تو درکمان انداخت بقصد جان مـــــــن زار ناتوان انداخت شرح بیت بادیدن گیسوی زیبا و زلف پرشکن ات لرزه درجان خسته و رنجورم افتاد و آنچنان تحولی در وجودم رخ داد که قابل تفسیر و تبین نمی باشد ، تصویرزیبا و دوست داشتنی تو مرا شیفته و جذب خودش نموده است و عشق آتشینم را نمی توانم پنهان

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

نبود نقش دوعالم که رنگ الفت بـــــــود زمانه طـــرح محبت نه این زمان انداخت شرح بیت نمی دانم چه حکمتی وجود دارد و چرا چنین است ، چنین احساس می کنم که گم شده ای وجوددارد و مداوم به دنبال او می گردم و برای یافتن آن خودم را به درو دیوارمی زنم مرتب به مناطق مختلف سر می زنم درعالم خیال خیلی چیز ها می

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

بیک کرشمه که نرگس بخود فروشی کـــرد فـریب چشم تو صد فتنه درجهان انداخت شرح بیت دقت و تامل در پدیده های هستی چشمان تیز بین را متحیر ساخته و عقول دوراندیش را متحول کرده است و هر کدام از نمودهای موجود به زبان بی زبانی حرفهای زیادی برای گفتن دارند ، امروزه اندیشه های مواج با قدرت و توانایی بیش از حد

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

شراب خورده و خوی کـرده میروی به چمن که آب روی تو آتش در ارغــوان انـداخت شرح بیت خودرا آراسته به حقایق نموده ای و همه چیز برایت آشکار و عیان شده است دنیای تو با دنیای افراد معمولی فرق دارد آنچه که تو مشاهده می کنی افراد عادی از درک آن عاجزند ، با تمرین و ممارست به جایی رسیده ای که توانایی شناخ

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

ببزمــــــگاه چمن دوش مست بگذشتم چـو از دهان توام غنچـه درگمان انداخت شرح بیت درتفرجگاه هستی مستانه می نگریستم پراز هیاهو و هیجان بود از خود بیخود شده بودم درونم دنیای دیگری داشت و همه چیز را به گونه دیگری می دید ناگفتنی های زیادی در دل داشتم و در اوج هستی اندکی سوارشدم و از آن عبرتها گرفتم و ه

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

بنفشه طــــــره مفتول خود گره می زد صبا حکایت زلف تو در میان انـــداخت شرح بیت چه نیرویی باعث شده است که گل بنفشه آنچنان زیبا و دوست داشتنی باشد و هربیننده ای را شیفته و مفتون خود نماید ، زیبای و گره بیشمار زلف یار به گل بنفشه تشبیه شده است ، سلسله موی تابیده شده در زلف یار حکایت طولانی دارد

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

زشرم آنکه بروی تو نسبتش کــــــردم سمـن بدست صبا خاک در دهان انداخت شرح بیت باخجلت و شرمندگی آنچه را به رخ زیبای تو نسبت دادم توسط یاسمن با دست باد صبا دردهان خاک انداخت ، برگرد عارض نفس نهان گردیدم و شرمنده و خجل به دنبال عشق واهی راه افتادم و به آلودگی خود همچنان ادامه دادم و درمسیری گام نها

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 15:19

صفحه بندی